تبليغاتX
بی تو با خاطره هایت چه کنم - مهربون عالم


بی تو با خاطره هایت چه کنم

 

 

اين روزا كه ميگذرد احساس مي كنم يكي از جاده هاي پر و پيچ و خم و مه آلود

زندگي منو به سوي خود

مي خونه.....

براي پيدا كردنش همه جا را مي گردم از هر پنجره بازي به اميد اينكه اونو

ببينم سرك مي كشم

ولي نيست......

روزها منتظر يه قاصدك تا خبري برام بياره ولي قاصد كــا هم نشوني منو گم

كردن......

شبا آسمونو نگاه مي كنم تا شايد بتونم نشونيشوازستاره ها بگيرم ولي ستاره ها

هم يادشون رفته

نيم نگاهي به زمين بندازن تا نگاه يه منتظر را ببينند.....

مهربون عالم اگر تو اينطور ميخواي باشه من كه حرفي ندارم همه ي دلتنگيها و

بي كسي ها براي من

ولي ازت ميخوام اوني كه دوست ندارم هيچ وقت غمشو ببينم بخنده و شاد باشه

اونو تنهاش نذار و

هميشه باهاش باش .

فقط اي كاش بهم مي گفتي تا كي چشمهاي منتظرم بايد به جاده ي زندگي

باشه....؟؟ براي پيدا

كردنش همه جا را مي گردم از هر پنجره بازي به اميد اينكه اورا ببينم سرك

 مي كشم ولي نيست......

العان تنهايي رو بيشتر از هميشه احساس مي كنم .خسته تر و دلتنگ تر از

هميشه به دنبال پناهگاه

امن ومطمئن خود مي گردم تا با رسيدن بهش كمي آرامش بگيرم ولي مثل اينكه

مهربوني كه اون

بالاست به تنهايي محكومم كرده .....

 

 

نوشته شده در دوازدهم بهمن 1385ساعت توسط امیــــــــر| |


Design By : Night Skin