بی تو با خاطره هایت چه کنم
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت صداقت را در وجود مهربانت معني کردم بدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است 

ابتدایمان از خاک، سرنوشتمان آتش
از ازل عجین بودست با سرشتمان آتش
آتشی به نام عشق در وجودمان گل کرد
آن چنان که می جوشید از بهشتمان آتش
یک بنای لرزانیم یک تضاد نا هنجار
سقف سقفمان دریا، خشت خشتمان آتش
کاش خلقت آدم طوردیگری می بود
کاشکی به جای خاک می نوشتمان آتش
در طلسم موهومی زاده ایم ومی روید
از بهارمان پاییز از بهشتمان آتش
آدمی رقم خوردست از(( غبار)) و(( خاکستر))
ابتدایمان از خاک، سرنوشتمان آتش
| Design By : Night Skin |


